تبلیغات
لطفا از مرور گر فایر فكس استفاده كنید ...................................به نامی خودای گه وره و وه شه ویس ....هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن * کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن * یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش * هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش*خانای قبادی............................... مشاهیركُرد
کلیک کنید
شهید قاضی محمد

مشاهیركُرد
 
قالب وبلاگ

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

فیش حقوقی معلمان سراسر كشور

زكات علم نشر آن است

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
لینك دوستان

كتیب خانه ئه وین

كتاب خانه هورامان

هه ورامان هانه به رچه م

ئه کره م حه‌سنزاده(سه‌ریاس)

سه راو هه ولی

دانستنیها

Wimir|ویمیـــــر

رضا كریم مجاور (تاپو)
دوشنبه 17 تیر 92 09:59
rezaatapo@yahoo.com
http://rezatapo.blogfa.com
سلام دوست عزیز
بخش مشاهیر كرد وبلاگت بی‌نظیره
ولی نامی از فرهاد پیربال و قباد جلی‌زاده و رفیق صابر و لطیف هلمت در آن ندیدم
«بزرگان دیگر در پست های بعدی»


فرهاد پیربال

فرهاد پیربال نویسنده، شاعر و استاد دانشگاه کرد در سال ۱۹۶۱ در شهر اربیل به دنیا آمد. وی تحصیلاتش را در زمینه ادبیات کردی در دانشگاه صلاح الدین اربیل به پایان رساند و سپس راهی دانشگاه سوربن فرانسه شد و تحصیلاتش را در زمینه ادبیات کردی و ایرانی ادامه داد. وی پس از باز گشت به کردستان عراق در سال ۱۹۹۴ بنیاد فرهنگی شرف‌خان بدلیسی را بنا نهاد.


در سال ۱۹۸۴ در زمان جنگ، به عنوان سرباز عراقی وارد ایران شدم. اما نپذیرفتم به عنوان سرباز عراقی، ایرانی‌ها را بکشم. من ازکشتن ایرانی نفرت دارم و به ایرانی‌ها گفتم از جنگ با شما امتناع می‌کنم، شما نیز پناهندگی مرا بپذیرید. به ایران آمدم و پناهنده شدم. البته به این مسئله افتخار می‌کنم. بالاخره کرد در ایران دارای مشترکات دیرینه تاریخی با سایر ایرانیان است در حالی که کرد با عرب و ترک پیوندهای تاریخی چندانی ندارد. بنده افتخار می‌کنم از این که در اربیل ایرانی و مسلمان هستم. این مسئله برای بنده بسیار اهمیت دارد که درعین ایرانی بودنم، کرد بودنم را نیز درک کنند.

http://www.kordha.ir/wp-includes/js/tinymce/plugins/wordpress/img/trans.gif

 

-        شما زبان فارسی را چگونه آموختید؟

 

در سال ۱۹۸۴ در زمان جنگ، به عنوان سرباز عراقی وارد ایران شدم. اما نپذیرفتم به عنوان سرباز عراقی، ایرانی‌ها را بکشم. من ازکشتن ایرانی نفرت دارم و به ایرانی‌ها گفتم از جنگ با شما امتناع می‌کنم، شما نیز پناهندگی مرا بپذیرید. به ایران آمدم و پناهنده شدم. البته به این مسئله افتخار می‌کنم.

 

-        ما نیز به شما افتخار می‌کنیم.

بنده از کشتن ایرانی‌ها امتناع کردم و به آن افتخار می‌کنم که به ایران پناهنده شدم تا آن‌ها را نکشم. در ایران این فرصت مهیا شد تا آثار صادق هدایت را به زبان فارسی بخوانم. فارسی برای بنده قبل از هر چیز زبان ادبیات است. زبان تاریخ ملی خودمان است که در تاریخ ایران پیداست.

به این نتیجه رسیدم که زبان فارسی برای من یک پنجره است. زبان فارسی به من کمک کرد تا همه آثار اروپایی را که به فارسی ترجمه شده بودند، بخوانم. پیش از آن که به فرانسه بروم زبان فارسی را یاد گرفتم. حالا نیز کتابخانه شخصی من دو بخش دارد که بخشی از آن کتاب‌های فارسی است. از این مسئله نیز متأسفم که تاکنون تعدادی از کتاب‌های مهمی را که به فارسی تألیف شده‌اند، هنوز نخوانده‌ام. امیدوارم روزی بتوانم از کتاب‌های فارسی به طور مناسبی استفاده کنم. اکنون، هم به فارسی می‌خوانم و هم فرانسه.  نویسنده‌های بزرگی همچون صادق هدایت از ایران است. او یکی از بزرگترین داستان‌نویسان جهان است. به نظر من تصور هدایت حتی بزرگتر از ادگار آلن پو و آنتوان چخوف است. به غیر از صادق هدایت، فروغ فرخزاد را نیز خوانده‌ام. تصور می‌کنم که اگر فرخزاد ایرانی نبود بیشتر مشهور می‌شد. فرخزاد یکی از بزرگترین شاعران دنیاست. نویسندگان بزرگی در ایران هستند.

 

-        شما از جمله کسانی هستید که بر این نظرند که برای فهم وضعیت کردها در امروز باید به تاریخچة عملکرد خودشان در دوره­های پیشین رجوع کرد. لطفا توصیف خودتان را از این موضوع به اختصار بازگو بفرمائید.

وقایع را باید در کتاب­های تاریخ خواند. بنده تنها تجزیه و تحلیل شخصی خود را از آن ارائه می‌دهم. به طور کلی تصور می‌کنم کاپیتالیسم ترک، کاپیتالیسم عرب و کاپیتالیسم ایران پس از فروپاشی عثمانی نیرومند بودند و توانستند بر این زمینه دولت­های خود را تشکیل دهند. ما کردها نتوانستیم یک اقتصاد و کاپیتالیسم نیرومند داشته باشیم. مسئله سیاسی با مسئله اقتصاد ارتباط دارد. کاپیتالیسم عرب‌ها و ترک‌ها توانسته‌اند روابط خوبی با آمریکا، بریتانیا و روس‌ها داشته باشند. البته حتی ارتباطات قوی‌تری با فرانسوی‌ها در دوره شاه وجود داشت. شما می‌دانید که شاه روابط خوبی حتی با اسرائیل داشت.  تصور می‌کنم دلیل زیر دست بودن کرد، این است که نتوانسته یک بورژوازی قوی داشته باشد و در طول تاریخ مسئله همین بوده است. به طور مثال ما در طول تاریخ، امارات داشته‌ایم. آن‌ها امارت‌های کوچکی بودند؛ مثل امارت شبانکاره و اردلان در ایران، مکری‌ها و بابان در عراق و بدرخان‌ها در ترکیه. همه این مناطق، امارت‌های کوچکی بودند. اما این امارت‌ها در دوران صفویان، قاجارها و عثمانی‌ها، ضعف اقتصادی داشتند و در حال خون‌ریزی اقتصادی زندگی کرده‌اند. تمام امارت‌های اقتصادی کرد در دوره‌های گذشته، خون‌ریزی اقتصادی داشته‌اند و دارند. برای مثال در امارت بابان، اقتصاد در دوره صفویان اقتصاد ایرانی‌ها به سمت اصفهان حرکت ‌کرد و اصفهان تبدیل به شهر بزرگی شد؛ به گونه­ای که اقتصاد ایران در اصفهان متمرکز شد. از این رو، ما شاهدیم که اصفهان پایتخت صفویان شد و به آن اصفهان، نصف جهان می‌گفتند. این تنها به این دلیل بود که همه اقتصاد ایران در اصفهان متمرکز شده بود. در آن دوران تهران تنها دهکده کوچکی بود.  در مورد کُردها باید گفت که اقتصاد آن‌ها در یک شهر بزرگ متمرکز نشد. اقتصاد کُردها در امیرنشین امارت اردلان و شبانکاره در یک شهر مشخص تمرکز نیافت.

 

این در حالی بود که یکی از راه‌های ابریشم از جنوب قفقاز با یک خط مستقیم از شرق آناتولی و از داخل امیرنشین‌های وان، بتلیس، حکاری و دیار بکر عبور می‌کرد؛ اما کردها نتوانستند از آن شیوه قبیله‌ای خارج و شهرنشین شوند و شهرهای بزرگ را درست کنند.

این شهرنشین نشدن به این علت است که بازرگانان بزرگ کُرد و اقتصاد موجود کرد، به سمت شهرهای کُردی نمی‌رفت، بلکه روانه شهرهای دیگر می­شد. به همین دلیل شهرهای بزرگ کردی شکل نگرفت. در حالی که اگر ما نقبی به گذشته بزنیم و گامی به امروز بگذاریم شاهدیم که امروز این خون‌ریزی اقتصادی در کردستان عراق باقی نمانده است. اکنون خون‌ریزی بند آمده­است. خون خودمان به کالبد خودمان بازمی‌گردد. اقتصاد خودمان به خودمان بازمی‌گردد. تصور می‌کنم امروز سال ۲۰۱۱ این ضعف اقتصادی به پایان رسیده­است و در حال حاضر در کردستان عراق یک اقتصاد ملی در حال شکل‌گیری است و یا به آن تحقق می‌بخشیم. این خلق کردن اقتصاد ملی برای آینده ما بسیار خوب خواهد شد و همچنین برای تشکیل یک دولت کُردی در آینده.

 

به زعم بنده، این اقتصاد موجود در کردستان عراق در حال رشد کردن است و اکنون این رشد و نمو اقتصادی به وجود آمده است. از این رو، ما را به مسیر یک دولت ملی رهنمون خواهد شد. البته به همین سبب ما دارای دشمنان زیادی نیز هستیم.

 

-        آیا تجربه وجود کرد در کشورهایی که مثال زدید، یعنی کردها در ترکیه، عراق و سوریه با ایران یکسان هستند؟

بالاخره کرد در ایران دارای مشترکات دیرینه تاریخی با سایر ایرانیان است در حالی که کرد با عرب و ترک پیوندهای تاریخی چندانی ندارد. بزرگ‌ترین حاکمان مورد اعتماد صفویان، چهار قبیله بزرگ کرد شیعه مذهب بودند. این حاکمان بخش بزرگی از ایران را همچون کرمان، که در حال حاضر ۱۱ درصد از خاک فعلی ایران را تشکیل می‌دهد، در اختیار داشته‌اند و گنجعلی خان بر آن حاکم بوده است. به دوره قاجار می‌رسیم؛ به طور مثال وزیر جنگ ایران یک مکریان است که داماد اصلاح‌طلب بزرگ ایران یعنی امیرکبیر بود. ما یک کرد شیعه به نام شیخ علیخان زنگنه از قبیله بزرگ زنگنه داریم که حاکم بزرگ هرسین بود، پسر شاهرخ بیگ در دوره شاه صفی، که صدر اعظم بود و بزرگترین اصلاحات را انجام داد،ٰ حتی برای شاه نیز حقوق تعیین ‌کرد.

اما در عثمانی و میان اعراب شاهد چنین چیزی نیستیم. کردها در ایران مثل خود ایرانی‌ها هستند و به گونه‌ای متفاوت با آن‌ها رفتار شده است. بسیار مورد اعتماد بوده‌اند.  اما در میان اعراب و ترک‌هاٰ صدراعظم کرد یا وزیر جنگ ممالک نمی‌بینیم. تصور نمی‌کنید درباره کردهای ایران کمتر کار شده است. چون وضعیت به گونه دیگر است.

نکته دیگر زبان مشترک تاریخی کردی و فارسی است.

نخستین باری که واژه کردستان در تاریخ پیدا شد مربوط به سال ۱۱۵۰ است که سلطان سنجر سلجوقی فرمان می‌دهد یک مرکز اداری به نام کردستان تأسیس شود. ریشه این واژه به کردهایی باز می‌گردد که می‌خواهند مستقل شوند؛ یعنی حتی اسم کردستان پس از آن به وجود آمد که کردها خودشان خواستند استقلال یابند.

تصور می‌کنم که کردها به طور کلی یک قوم آزادی‌خواه بودند و می‌خواهند که همواره نوعی از استقلال را درک و پیدا کنند. به همین دلیل فکر می‌کنم اگر صفویان یا قاجارها وزیر کرد یا نخست وزیر کرد منصوب کردند، این، راهکار و درمان ریشه‌ای نبود. باید به ویژه در حال حاضر به فکر پیدا کردن راهی اساسی باشیم. راه حل اساسی، تصور می‌کنم این است که کردها نیز باید بتوانند مانند همه انسان‌ها رفتار کنند. دقت کنید پس از این همه دوران، که حافظ اسد به کردها در سوریه شناسنامه نمی‌داد، چند هفته پیش ناگزیر شد به آن‌ها شناسنامه بدهد. در ترکیه نیز اگر دقت کنید وضعیت همین­گونه است. هیچ رژیمی در این سرزمین به اندازه ترک‌ها بر کُردها اعمال فشار نکرده ‌است. با این وجود، شاهد هستیم که اکنون ترکیه نیز می‌خواهد که مسئله کردها را حل کند.

درباره ایران من نظر متفاوتی دارم. فکر می‌کنم که ایرانی‌ها، اعم از فارس، آذری و هر ملیت دیگری که اکنون در ایران زندگی می کنند، نزدیک‌ترین ملت به کردها هستند. ما بر این باور هستیم که فارس‌ها مانند خواهر کردها هستند. تصور می‌کنم نه تنها از جنبه تاریخی و فرهنگی، بلکه از لحاظ سیاسی، هم‌مسیر هستیم. به همین دلیل تصور می‌کنم جمهوری اسلامی ایران باید بداند که چگونه از کردهای خود و همچنین از کردهای عراق استفاده کند. چنانچه جمهوری اسلامی ایران نتواند با آهنگ دموکراسی و انسانی در چارچوبی که آزادی کرد تأمین شود، حرکت کند، در آینده خطر بزرگی روبرو خواهد شد. چون کردها به صورت آشکار می‌گویند که ما حقوق و آزادی خود را می‌خواهیم. در عین حال، به سایر اقوام و ملل همسایه دیگر احترام می‌گذاریم. تصور می‌کنم به ویژه در کردستان عراق استقلال فرهنگی و آزادی ملی مهم‌تر از موضوع شیعه و سنی و اسلام است. این تصور من درباره کردستان عراق است. در کردستان عراق مسئله ملی، یک تاریخ فرهنگ و یک افتخار است. اما پیش‌تر و بیش‌تر از این مسئله، موضوع  ملیت و اقتصاد اهمیت دارد.

 

-        پس شما از جانب سلفی‌ها خطری احساس نمی‌کنید؟

 

به همین دلیل است که تصور می‌کنم ما برای ایران یک خطر محسوب می‌شویم. چنانچه ایران نتواند استقلال ملی ما را بپذیرد، کردهای عراق خطری برای ایران هستند. باید این استقلال اقتصادی و ملی کردهای عراق پذیرفته شود؛ چون نه تنها در این منطقه، بلکه در تمام نقاط دنیا امروز مسئله اقتصاد و استقلال ملی مسئله‌ای بسیار مهم است. آیا ایران، ترکیه و سوریه هم توانسته‌اند مسئله ملی کردها را فراموش کنند؟ ترکیه و سوریه که نتوانسته‌ و تصور نمی‌کنم که ایران نیز به تنهایی قادر باشد مسئله ملی کردها را نادیده بگیرد. از طرف دیگر به لحاظ انسانی ما نیز همچون فارس‌ها، هم‌دین هستیم و به اینکه ایرانی و مسلمان هستیم افتخار می‌کنیم.

 

-        یعنی شما افتخار می‌کنید که ایرانی هستید؟

 

آری بنده افتخار می‌کنم از این که در اربیل ایرانی و مسلمان هستم. این مسئله برای بنده بسیار اهمیت دارد که درعین ایرانی بودنم، کرد بودنم را نیز درک کنند. شما به صلاح‌الدین ایوبی دقت کنید، هنگامی که در نبرد با صلیبی‌ها پیروز ‌شد، نخستین کاری که انجام داد و دستوری که صادر کرد، این بود که ارمنی‌ها باید در نوشتن زبان و در به کار بردن ملیت و دین خودشان آزاد باشند. من این فرمان را در یک تابلوی مینیاتور بزرگ در کتابخانه خودم نگاه داشته‌ام. این مینیاتور صلاح‌الدین ایوبی به زبان عربی نوشته شده است که ارمنی‌ها یعنی مسیحیان در استفاده از زبان و آیین خود آزاد هستند. صلاح الدین ایوبی یک شخصیت کُرد بود. او با چه روشی رفتار کرده است؟ نه تنها با عرب‌ها و فارس‌ها، حتی با ارامنه نیز در آن دوران چنین رفتاری در پیش گرفته بود. لازم است از این منش درس بگیریم.

 

-        تحلیل شما از وقایع سال ۱۹۹۱ به بعد چیست؟

 

به زعم بنده سال‌های نخست پس از سال ۱۹۹۱، مانند سایر ملت‌ها و کشورهای دیگر سال‌های ناگواری بودند. بنده تا سال ۱۹۹۴ در پاریس حضور داشتم. سال ۱۹۹۴ بازگشتم. در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ نیز وضعیت خوبی برقرار نبود. گر چه سال‌های خوبی نبود اما ما را به امروز رساند. پیش زمینه ناگواری بود. ولی ما را به امروز رساند که دوره بهتری است.

 

-        ریشه این اعتراض‌ها را در سلیمانیه و چند شهر دیگر چگونه تحلیل می‌کنید.

 

به نظر من کردستان عراق زیر چتر اروپا و آمریکا حرکت می‌کند. ما در کردستان عراق به سوی آینده حرکت می‌کنیم؛ اما زیر کدام چتر؟ زیر چتر سیاسی و استراتژی غربی‌ها و آمریکایی‌ها. آن احزابی که نام خود را اپوزیسیون گذاشته‌اند، می‌خواهند که کردستان عراق دیگر زیر چتر غربی‌ها و آمریکایی‌ها نباشد.

 

-        آیا آن‌ها به دلیل این که دارای خاستگاه چپ هستند، خواهان این موضوع هستند‌؟

-

یکی از آن اپوزیسیون که ما به آن گوران می‌گوییم، خود را چپ می­داند، اما بنده آن‌ها را چپ نمی‌دانم.

 

-        یعنی آنها چپ نیستند؟

 

به عقیده من آن‌ها تنها پنج انگشت یک دست هستند و از همان دستی بودند که به نام اتحادیه میهنی شناخته شده‌اند. آن‌ها فقط یکی از انگشتان همان دست هستند که هنوز نامش اتحادیه میهنی است. اما به دلیل ناهماهنگی و سازگار نبودن با یکدیگر و تا اندکی به دلیل اختلاف آرا، و نیز به دلیل این که رئیس این چپ قصد داشته است رئیس اتحادیه میهنی شود، از آن‌ها جدا شده‌اند. شما می‌توانید در این باره تحقیق کنید، که چرا این انگشت از آن دست جدا شده است؟ این کار شما است و بنده نمی‌دانم چرا؟ اما فکر می‌کنم که علت‌های بسیاری دارد. به همین دلیل می‌گویم این اپوزیسیون، چپ نیست.

اما دو حزب دیگر که خود را اپوزیسیون می‌خوانند، آن‌ها احزاب اسلامی هستند. البته آن‌ها نیز این موضوع را که ما زیر یک چتر غربی و آمریکایی باشیم نمی‌پسندند. آیا پاسخ شما را دادم؟ بنده سیاسی نیستم و همانند این که یک شعر فروغ فرخزاد را تجزیه و تحلیل می‌کنم، می‌توانم این واقعیت تراژیک خودمان را تحلیل کنم.

 ادامه مطلب همین جا كلیك كنید




برچسب ها: فرهاد پیر بال، مشاهیر كرد،
[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 10:41 ] [ زیرك محمدیان،كامیاران،پالنگان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

زیرك محمدیان

لینک دوستان
امکانات وب

آفتاب روانسر- کلیک کن

وبلاگ پالنگان،پالنان

اخبار كردستانات

مشاهیر كرد

ممنون میشم اگه كد داخل مستطیل را در وبتون جا دهید آمار چندین وبلاگ

نشریه غرب

كد لو گوی ده لاقه ویه رده ی  )

تفسیر فی ظلال القرآن

فاتحه خوانی،سنت ها،بدعت ها

قرآن كُردی

کورد

هه نبانه بورینه

كد لو گوی یانه و شیعره كام )